تـــــــــــــــــــــــــولدمرگ
روزي كه چشمانش راديدم جان تازه اي گرفتم
وعشق رادروجودم حس كردم.روزبه روز عشق او بيشترمرا اسيرخود مي كرد
وجودم سراپاعشق شده بودوكافي بودكه بگويد.بگويد دوستت دارم.ولي افسوس
كه اين تن خاكي نشنيد تا به اوج برسد.نشنيدتازندگي رابفهمدنشنيدو نشنيد
ازان روزكه چشمانش راديدم هنوز قلبم برايش مي تپد ولي چه بهتر كه هرگز آن چشمان
معصوم رانمي ديدم وخودرادراين قفس اسير نمي كردم وعشق و عاشقي رامثل او داستاني خيالي
مي پنداشتم
Copy Right By: Http://WWW.J28.coo.ir Sponsored By: Masoud Rezaie