تبليغاتX
تـــــــــــــــــــــــــولدمرگ
 

 


                     تـــــــــــــــــــــــــولدمرگ              

 




 

درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

دوستان

نويسنده :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان

كد جاوا :

تبليغات ويژه قالب ساز :
 
کسی که می خوای.....

 

يه کسی رو ميخوای که دوستش داشته باشی ...
کسی که تمام روحياتش مثل خودت باشه
...
کسی که روحشو احساس کنی
...
کسی که وقتی حرف ميزنه تمام حرفها برات آشنا باشن
...
کسی که مثل تو نباشه ... خود تو باشه
... !
خيلی دنبالش ميگردی
...
آره ... همزمان با همه احمق بازيهات
... !
پيداش نميکنی ... سخته
... !
نااميد ميشی
...
سرد ... سرد
...
تصميم ميگيری همه چيزو فراموش کنی
...
گذشته و حال و آينده رو
... !
فقط ميخوای همينطوري سرد و بی صدا بری
...
به کجا ؟! ... خودت هم نميدونی
... !
فقط ميخوای بری و نرسی
... !
تو اوج نااميدی ... سردی ... خستگی و احتياج
...
مي بينيش
... !
حرفهای خودتو ميزنه
...
احساس ميکنی روحتو دزديده و تو جسم خودش جای داده
... !
باورش سخته
... !
کسی که هميشه فکر ميکردی : حتی نميدونه تو وجود داری
... !
ولی
...
دوری ... فاصله ... نزدیکی
... !
همه رو فراوش ميکنی و فقط کسی رو می خوای که زندگيت تو دستشه
... !


نويسنده: ღ♥ღ (¯`·.¸¸ تارا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: سه شنبه یازدهم دی 1386 در ساعت: 16:47
      |+|
عــــشــــــــــــــــــق...

عشــــق: کلمه ایست که بار ها شنیده می شود ولی شناخته نمی شود.

عـشـــق :صداییست که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی گوش را کر می کند.

عشـــــق: نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود.

عشــــــق: رنگیست از هزاران رنگ اما بی رنگ است.

عشــــــق: نواییست پراز شکوه اما جلالی ندارد. عشق شروعی ست از تمام پایان ها اما بی پایان است

عشــــــق: نسیمی ست از بهار اما خزان از آن می تراود.

عشــــق: کوششی ست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه.

عشــــق: کلمه ایست بی معنی كه هزاران معنی دارد.

تو باعث شدي يه چيزي رو بفهمم :

بفهمم عشق يعني چي ...

بفهمم دل کجاست ...

بفهمم وقتي کسي عاشق ميشه چه حالي داره ...

بفهمم درد عشق چيه...

حالا مي دونم ... ميدونم عشق يعني تشنگي . عشق يعني نياز . عشق يعني التماس .

عشق يعني ؟آرزو . عشق يعني خواستن و بدست نياوردن . عشق يعني دويدن و نرسيدن .

آره ، عشق يعني نرسيدن...


نويسنده: ღ♥ღ (¯`·.¸¸ تارا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 در ساعت: 11:39
      |+|
روزگار....!

روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند

      همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند

                         ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند

                               گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند

                                     آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند

                                             عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند

                                                    خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد

                                                                عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد


نويسنده: ღ♥ღ (¯`·.¸¸ تارا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 در ساعت: 11:0
      |+|
یه تجربه...!!

 

هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده

حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده

عشق رو تجربه كنه حتي اگر توش شکست بخوري.

اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد

و گذاشت رفت علاوه بر اينکه خاطره بجا

ميذاره مي تونه يه تجربه هم بجا بذاره.


نويسنده: ღ♥ღ (¯`·.¸¸ تارا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 در ساعت: 22:38
      |+|
وابستگی به دیگران...
                                      

 

می خوام درموردوابستگی به دیگران یه چندخطی بنویسم بخونید يادبگيريد

وابستگی به دیگران یکی از بدترین نوع وابستگی هاست.البته منظورم این نیست که علاقه داشتن به دیگران کاراشتباهیه وایجادرابطه بااطرافیان

عملی نادزست.بلکه منظورم اینه که وابستگی شدید به افراددیگه باعث احساس دلتنگی صدمه و آسیب دیدن شخص میشه.هم چنین باوابسته

بودن به دیگران باعث میشید که آنهابرشما مسلط شوند وزمام زندگی شمارو به دست گیرند. انسان بایدطوری عشق بورزه که هردوطرف ازآن

لذت ببرندوهریک ازآنها خودشان باشند ودرانتخاب مسیرزندگیشون آزاد ومختارباشند. درروابطه زناشویی این مسیله وجودداره.زن

یاشوهر طرف مقابل راهمان طور که هست بپذیرند وبه اوعشق بورزند وسعی نکنند که تمام رفتار وافکار همسرش رامطابق میل تغییردهدوبه

همسرش آن قدر وابسته نباشد که تمام زمام امورزندگیش را به دست اودهد.

ايشالا زندگي آروم وراحتي رو توام با خوشبختي داشته باشيد

چطوره؟


نويسنده: ღ♥ღ (¯`·.¸¸ تارا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: شنبه سوم شهریور 1386 در ساعت: 13:39
      |+|


نويسنده: ღ♥ღ (¯`·.¸¸ تارا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 در ساعت: 22:47
      |+|
عشق خیالی

 

روزي كه چشمانش راديدم جان تازه اي گرفتم

وعشق رادروجودم حس كردم.روزبه روز عشق او بيشترمرا اسيرخود مي كرد

وجودم سراپاعشق شده بودوكافي بودكه بگويد.بگويد دوستت دارم.ولي افسوس

كه اين تن خاكي نشنيد تا به اوج برسد.نشنيدتازندگي رابفهمدنشنيدو نشنيد..

ازان روزكه چشمانش راديدم هنوز قلبم برايش مي تپد ولي چه بهتر كه هرگز آن چشمان

معصوم رانمي ديدم وخودرادراين قفس اسير نمي كردم وعشق و عاشقي رامثل او داستاني خيالي

مي پنداشتم.


نويسنده: ღ♥ღ (¯`·.¸¸ تارا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 در ساعت: 13:1
      |+|
خانه ی عشق...!

 

 

 

امروزخيلي دلم گرفته كاش اونجابودم باهاش حرف ميزدم

گريه مي كردم داد ميزدم دردودل ميكردمتاشايد يكم آروم شم

.يك سال گذشت ومن هنوزنشناختمش

هنوزعطرخونش رواحساس ميكنم آخه آدم چقدرميتونه دربرابر

اين همه خوبي كه بهش ميكنه قدرشو ندونه!

سال گذشته تو همين روز دوباره متولدشدم.به آرزوي ديرينه ام

كه رسيدن به وصالش بود رسيدم.اون منو خواسته بود.خيلي خوشحال بودم

دلم مي خواست ازخوشحالي پردربيارم.ثانيه شماري ميكردم كه برسم اونجا

بالاخره بعدازمدت ها انتظار,ديدمش.چقدرزيبابود.غيرقابل توصيف

اول رفتيم مدينه بعداز7روزعبادت دركنار قبورامامان رفتيم مكه

باديدن خانه ي كعبه دلم ميخواست تاحدمرگ گريه كنم اماانگارطلسم

شده بودم فقط نگاه ميكردم بايدميبودي و ميديدي احتمالاتوهم همين

حال وهوارو داشتي.خيلي دوست داشتني بود.

خداياازت حقيرانه خواهش ميكنم اونايي روكه آرزوي ديدنت رودارن

ازشون دريغ نكن.

اينم اولين سالگردرفتنم به خانه ي عشق

تابعد


نويسنده: ღ♥ღ (¯`·.¸¸ تارا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 در ساعت: 18:58
      |+|
همسفرم...!

همسفر راه او شدم همنفس و یار او شدم ... به او عشق ورزیدم دیوانه وار اما او عذابم داد ... تنهایی به راهش ادامه داد ... همنفس و یار من دیگر با من نماند ... رفت و منو تو تنهایی

گذاشت ... ای آغاز و پایان من ... ای طلوع و غروب من ... چرا یاری ام نکردی تا آخر راه ... چشمهایت را پس گرفتی از این نگاه ... ای محبوب من ... ای عشق اول و آخر من ... روزگارت

 شیرین و شاد باد ! من گناهی نکردم که مجازاتم می کنی ... رفتی و نیمه منو با خود بردی ... حالا که رفتی به سلامت ... منم دارم میرم ... میرم تا برای همیشه تمام بشم ... مثل شمعی

 خاموش بشم ...


نويسنده: ღ♥ღ (¯`·.¸¸ تارا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 در ساعت: 12:48
      |+|

Copy Right By: Http://WWW.J28.coo.ir
Sponsored By: Masoud Rezaie

 

________________ JavaScript Codes